KTABDANSH Telegram 2796
کتاب دانش
📖 #مطالعه ......... یکی از فراری ها چیزی به ناخدا گفت و ناخدا هم راهش را کشید و رفت. فراری تقریبا هم سن و سال خودم بود، چشمانی زیبا و موهای مجعد و بلند. گفت استرالیایی هستید؟ بله. یک اسم استرالیایی برایم انتخاب کن. حتما. ند' این اسم خوب است؟ ند؟ بسیار…
.
📚 #جزء_از_کل

...........
من هرگز نگفته بودم ازش
خوشم می آمد. چرا نگفته بودم؟
چقدر گفتن دوستت دارم سخت است؟
آب بزاق بروی لبانش جا مانده بود.
نمی شد باور کرد آن غوغای طولانی
و شرم آور خاموش شده.
کنارش زانو زدم.
دستانم را به دو طرف بدنش حلقه
کردم، توی دستانم نیرومند بنظر
می آمد.
همهٔ فراریان بااحترام ما را نگاه می کردند.
شانه ام را خم کردم، جسدش را
از لبه‌ی قایق پایین انداختم،
برای لحظاتی روی آب شناور شد، بعد
پایین رفت.
همین و همین.
خداحافظ پدر. کاش فهمیده باشی
چه حسی داشتم.
........
وقتی قایق به کرانه نزدیک می شد
ماه و خورشید هم زمان در آسمان سهیم
می شدند.
ناخدا از تاریکی بیرون آمد و ما را
وادار کرد برگردیم زیر عرشه.
در امتداد ساحل پیکرهایی مثل تیرک
میخکوب ایستاده بودند. چراغ‌ قوه هم
داشتند.
.........
پلیس فدرال و گارد ساحلی.....
فقیر بودن و غیرقانونی بودن و اسیر
شدن....
کلی فرصت داشتم تا با آنها حرف بزنم،
توضیح دهم که استرالیایی هستم.
اما نمی دانم چرا تصمیم گرفتم حرفی
نزنم. دهانم را بازنکردم تا همراه بقیه
دستگیر شوم.
موی مشکی و پوست سبزه، فکر
می کردند افغانی هستم.
بعد راه افتادیم.
.......

از یک زندان عجیب سردرآوردم. حاضر
نمی شدم با آنها حرف بزنم.
مشتاق بودند مرا برگردانند به همان
جایی که بودم‌.
به کله شان خطور نمی کرد که مبدأ و
مقصد یکی باشد.
ند ویزای پناهندگی گرفت. مدام
می گفت که هویت خودم را فاش کنم.
اصرار می کرد همراه او بروم.
شاید حضورم در این زندان نوعی اعتراض
به سیاست های دولت بود.
جای خالی پدر من را به وحشت
می انداخت.
......
خدا، سلام.
چرا هرگز نمی گویی :
اگر فقط یک بار دیگر یک انسان از
انسانی دیگر برنجد، کار تمام است.
همه چیز را به آخر می رسانم.
چرا هرگز نمی گویی :
اگر فقط یک بار دیگر یک انسان از
درد به گریه بیفتد چون یک نفر روی
گردنش ایستاده، هرچیزی را قطع
می کنم.
اوه. پروردگار، حالا وقت سخت گیری
است.
این ها را گفتم و صدای زمزمهء خودم
را شنیدم: وقتش شده.

🖊 استیو_تولتز ⤵️

بعضی آدم‌ها چه از لحاظ روحی و
چه از از لحاظ جسمی متنفرند از
اینکه سوژهء ترحم باشند


ادامه هم داره

@ktabdansh 📚📚
...📖🖊



tgoop.com/ktabdansh/2796
Create:
Last Update:

.
📚 #جزء_از_کل

...........
من هرگز نگفته بودم ازش
خوشم می آمد. چرا نگفته بودم؟
چقدر گفتن دوستت دارم سخت است؟
آب بزاق بروی لبانش جا مانده بود.
نمی شد باور کرد آن غوغای طولانی
و شرم آور خاموش شده.
کنارش زانو زدم.
دستانم را به دو طرف بدنش حلقه
کردم، توی دستانم نیرومند بنظر
می آمد.
همهٔ فراریان بااحترام ما را نگاه می کردند.
شانه ام را خم کردم، جسدش را
از لبه‌ی قایق پایین انداختم،
برای لحظاتی روی آب شناور شد، بعد
پایین رفت.
همین و همین.
خداحافظ پدر. کاش فهمیده باشی
چه حسی داشتم.
........
وقتی قایق به کرانه نزدیک می شد
ماه و خورشید هم زمان در آسمان سهیم
می شدند.
ناخدا از تاریکی بیرون آمد و ما را
وادار کرد برگردیم زیر عرشه.
در امتداد ساحل پیکرهایی مثل تیرک
میخکوب ایستاده بودند. چراغ‌ قوه هم
داشتند.
.........
پلیس فدرال و گارد ساحلی.....
فقیر بودن و غیرقانونی بودن و اسیر
شدن....
کلی فرصت داشتم تا با آنها حرف بزنم،
توضیح دهم که استرالیایی هستم.
اما نمی دانم چرا تصمیم گرفتم حرفی
نزنم. دهانم را بازنکردم تا همراه بقیه
دستگیر شوم.
موی مشکی و پوست سبزه، فکر
می کردند افغانی هستم.
بعد راه افتادیم.
.......

از یک زندان عجیب سردرآوردم. حاضر
نمی شدم با آنها حرف بزنم.
مشتاق بودند مرا برگردانند به همان
جایی که بودم‌.
به کله شان خطور نمی کرد که مبدأ و
مقصد یکی باشد.
ند ویزای پناهندگی گرفت. مدام
می گفت که هویت خودم را فاش کنم.
اصرار می کرد همراه او بروم.
شاید حضورم در این زندان نوعی اعتراض
به سیاست های دولت بود.
جای خالی پدر من را به وحشت
می انداخت.
......
خدا، سلام.
چرا هرگز نمی گویی :
اگر فقط یک بار دیگر یک انسان از
انسانی دیگر برنجد، کار تمام است.
همه چیز را به آخر می رسانم.
چرا هرگز نمی گویی :
اگر فقط یک بار دیگر یک انسان از
درد به گریه بیفتد چون یک نفر روی
گردنش ایستاده، هرچیزی را قطع
می کنم.
اوه. پروردگار، حالا وقت سخت گیری
است.
این ها را گفتم و صدای زمزمهء خودم
را شنیدم: وقتش شده.

🖊 استیو_تولتز ⤵️

بعضی آدم‌ها چه از لحاظ روحی و
چه از از لحاظ جسمی متنفرند از
اینکه سوژهء ترحم باشند


ادامه هم داره

@ktabdansh 📚📚
...📖🖊

BY کتاب دانش


Share with your friend now:
tgoop.com/ktabdansh/2796

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Telegram Android app: Open the chats list, click the menu icon and select “New Channel.” Hui said the messages, which included urging the disruption of airport operations, were attempts to incite followers to make use of poisonous, corrosive or flammable substances to vandalize police vehicles, and also called on others to make weapons to harm police. Add the logo from your device. Adjust the visible area of your image. Congratulations! Now your Telegram channel has a face Click “Save”.! The Standard Channel Administrators
from us


Telegram کتاب دانش
FROM American