MARZOCKACADEMY Telegram 19852
آکادمی فلسفه و هنر مارزوک
۱-۳. مبانی هستی‌شناختی هستی‌شناسی وفاق نخست به بررسی بنیاد تضاد و وفاق میان انسان‌ها در سطوح گوناگون جامعه و این پرسش‌ها می‌پردازد که ۱-۳الف) آیا انسان‌ها ذاتاً گرایش به وفاق دارند، یا تضاد و رقابت جزء جدایی‌ناپذیر زندگی انسانی است؟ [ادامه: فرستۀ پسین ht…
[ادامۀ فرستۀ پیشین👆]

ب) آیا وفاق یک وضعیت طبیعی و ذاتی در هستی گروهی انسان‌ها است یا امری قراردادی است؟
پس از آن هستی‌شناسی وفاق ملی حکم می‌کند که وفاق ملی بر پذیرش گوناگونی و کثرت درون جوامع انسانی استوار باشد. بر این پایه باید پذیرفت جوامع از نظر قومی، طبقاتی، دینی، زبانی، و فرهنگی متکثرند، و وفاق ملی نمی‌تواند بر اساس یک‌دستی مصنوعی یا اجباری شکل گیرد، بلکه باید بر بنیادی استوار گردد که وجود ناهمسانی‌ها را بپذیرد و برای مدیریت دموکراتیک این ناهمسانی‌ها چارچوبی عقلانی فراهم آورد.

۲-۳. مبانی شناخت‌شناختی
در چارچوب شناخت‌شناسی نخست باید به این دو پرسش پاسخ گفت:
الف) آیا وفاق بر حقیقتی مشترک استوار است، یا حاصل تفسیرهای متکثر از واقعیت است؟
ب) آیا انسان‌ها می‌توانند بر پایۀ عقلانیت و استدلال به وفاق برسند، یا عواملی مانند تجربه، احساس و عرف و سنّت و آموزه‌های دینی در آن نقش بیشتری دارند؟
پس از آن شناخت‌شناسی وفاق ملی حکم می‌کند که این وفاق بر پذیرش آزادی‌ها و حقوق اساسی استوار بر دموکراسی، گفت‌وگو، عقلانیت بیناذهنی، و پذیرش تکثرایی معقول استوار باشد. هر چند باید بر وجود اصول عامی در دستیابی به شناخت چونان «باور صادق موجه» پای فشرد، ولی سطحی از نسبی‌انگاری ایجاب می‌کند که هیچ روایت یگانۀ انحصارطلبانه‌ای از حقیقت پذیرفته نشود که بتواند به‌تنهایی چونان بنیاد یگانۀ وفاق ملی عمل کند. ازاین‌رو، لازم است دانش و تجربه‌های گوناگون افراد و گروه‌های جامعه در چارچوب جامعۀ مدنی و نهادهای دموکراتیک مدنی و فرهنگی و سیاسی به رسمیت شناخته شده و در تصمیم‌گیری‌های کلان لحاظ گردند.

۳-۳. مبانی روش‌شناختی
روش‌شناسی وفاق ملی بر تعامل و گفت‌وگوی دموکراتیک استوار است. سازوکارهائی چون دموکراسی مشورتی، مشارکت عمومی، همه‌پرسی، و فرایندهای میانجی‌گری اجتماعی ابزارهائی هستند که به تحقق وفاق ملی و موفقیت آن یاری می‌رسانند. این رویکردها تأکید دارند که تفاهم و توافق اجتماعی در هر سطح باید از راه گفت‌وگو و تصمیم‌گیری دموکراتیک به دست آیند  نه از راه اعمال قدرت، یکسان‌سازی اجباری، و تحمیل نظر بخشی که به شکل نادموکراتیک از اعماق غیرقانونی زور برخوردار است.

۴-۳. مبانی ارزش‌شناختی
از نظر ارزش‌شناختی، وفاق ملی بر اصولی چون حق تعیین سرنوشت، قاعدۀ زرین اخلاق، عدالت، آزادی، برابری، نکوداشت کرامت انسانی در چارچوب توجه به همۀ انسان‌ها چونان غایت فی‌نفسه و نه ابزار، و رواداری در چارچوب دموکراسی و قانون‌گرایی فراگیر استوار است. بدون رعایت این اصول، هرگونه وفاقی سطحی و شکننده خواهد بود و در برابر بحران‌های اجتماعی و سیاسی فرو می‌ریزد.

۴.  سازمایه‌های اصلی فلسفۀ وفاق ملی
نظر به نبود مجال درخور، تنها به سازمایه‌هائی از فلسفۀ وفاق ملی اشاره می‌شود:
حکمرانی قانون‌گرایانۀ استوار بر قانون اساسی دموکراتیک و استوار بر حقوق اساسی همۀ شهروندان با نظام سیاسی مشارکتی، رهبری سیاسی شایسته،  شفافیت در همۀ زمینه‌های مرتبط با منافع ملی، جلوگیری از تبعیض و فساد در ساختارهای حکومتی، مشارکت عمومی و مردمی همۀ شهروندان در تصمیم‌گیری‌های کلان، رواداری و پذیرش تکثر و احترام به اختلاف اندیشه‌ها و تفاوت‌های فرهنگی و دینی و سیاسی، وجود رسانه‌های مستقل و مسئول، نیرومندسازی همبستگی اجتماعی، گفت‌وگوی سازنده، حفظ هویت‌های متنوع، اعتمادسازی راستین میان مردم و نهادهای حکومتی از راه‌های استوار بر رعایت آزادی و برابری حقوقی و عدالت اجتماعی و اقتصادی و قانون‌گرایی و بی‌تبعیضی، ایجاد نظام آموزشی کارآمد و فرهنگ‌سازی، ترویج ارزش‌های دموکراتیک و فرهنگ گفت‌وگو، جامعۀ مدنی پویا، تقویت حافظۀ تاریخی مشترک و تأکید بر سرنوشت مشترک.

۵.  بازشناسی عوامل شکست وفاق ملی
در بازشناسی عوامل دخیل در شکست وفاق ملی می‌توان به‌کوتاهی عوامل ایجابی یا سلبی زیر را برشمرد:
هر آنچه ناقض موردی از موارد بیان شده در بالا است مانند وجود تبعیض و نابرابری و بی‌عدالتی، نقض آزادی‌های اساسی، افراط‌گرایی و تعصب و انحصارطلبی سیاسی و ایدئولوؤیک، هر گونه فساد اخلاقی و سیاسی و مالی به‌ویژه نزد کارگزاران ردۀ بالا، نبود گفت‌وگو و تعامل سازنده، و وجود رسانه‌های مغرض و تفرقه‌افکنی که در خدمت گروه بزرگ یا کوچکی است که به ‌گونه‌ای نادموکراتیک از قدرت و هر گونه امکانات به سود خود و همفکران خود و به زیان رقیبان بهر‌ه‌گیری می‌کند.

۶.  تاریخچۀ فلسفۀ وفاق ملی
می‌توان سازمایه‌ها‌ئی از فلسفۀ وفاق را در فلسفۀ سیاسی شماری از فیلسوفان سیاسی بزرگ - از یونان باستان و سده‌های میانه تا جهان مدرن - ردیابی و ارزیابی کرد، و به بررسی نقاط قوت و آسیب‌شناسی‌های شکست آن‌ها پرداخت: از ارسطو، فارابی، ابن خلدون، هابز، جان لاک، ژان ژاک روسو، هگل تا اوگوست کنت و جان دیوئی و آنتونیو گرامشی و یورگن هابرماس.

#وفاق_ملی
#موسی_اکرمی

https://www.tgoop.com/marzockacademy



tgoop.com/marzockacademy/19852
Create:
Last Update:

[ادامۀ فرستۀ پیشین👆]

ب) آیا وفاق یک وضعیت طبیعی و ذاتی در هستی گروهی انسان‌ها است یا امری قراردادی است؟
پس از آن هستی‌شناسی وفاق ملی حکم می‌کند که وفاق ملی بر پذیرش گوناگونی و کثرت درون جوامع انسانی استوار باشد. بر این پایه باید پذیرفت جوامع از نظر قومی، طبقاتی، دینی، زبانی، و فرهنگی متکثرند، و وفاق ملی نمی‌تواند بر اساس یک‌دستی مصنوعی یا اجباری شکل گیرد، بلکه باید بر بنیادی استوار گردد که وجود ناهمسانی‌ها را بپذیرد و برای مدیریت دموکراتیک این ناهمسانی‌ها چارچوبی عقلانی فراهم آورد.

۲-۳. مبانی شناخت‌شناختی
در چارچوب شناخت‌شناسی نخست باید به این دو پرسش پاسخ گفت:
الف) آیا وفاق بر حقیقتی مشترک استوار است، یا حاصل تفسیرهای متکثر از واقعیت است؟
ب) آیا انسان‌ها می‌توانند بر پایۀ عقلانیت و استدلال به وفاق برسند، یا عواملی مانند تجربه، احساس و عرف و سنّت و آموزه‌های دینی در آن نقش بیشتری دارند؟
پس از آن شناخت‌شناسی وفاق ملی حکم می‌کند که این وفاق بر پذیرش آزادی‌ها و حقوق اساسی استوار بر دموکراسی، گفت‌وگو، عقلانیت بیناذهنی، و پذیرش تکثرایی معقول استوار باشد. هر چند باید بر وجود اصول عامی در دستیابی به شناخت چونان «باور صادق موجه» پای فشرد، ولی سطحی از نسبی‌انگاری ایجاب می‌کند که هیچ روایت یگانۀ انحصارطلبانه‌ای از حقیقت پذیرفته نشود که بتواند به‌تنهایی چونان بنیاد یگانۀ وفاق ملی عمل کند. ازاین‌رو، لازم است دانش و تجربه‌های گوناگون افراد و گروه‌های جامعه در چارچوب جامعۀ مدنی و نهادهای دموکراتیک مدنی و فرهنگی و سیاسی به رسمیت شناخته شده و در تصمیم‌گیری‌های کلان لحاظ گردند.

۳-۳. مبانی روش‌شناختی
روش‌شناسی وفاق ملی بر تعامل و گفت‌وگوی دموکراتیک استوار است. سازوکارهائی چون دموکراسی مشورتی، مشارکت عمومی، همه‌پرسی، و فرایندهای میانجی‌گری اجتماعی ابزارهائی هستند که به تحقق وفاق ملی و موفقیت آن یاری می‌رسانند. این رویکردها تأکید دارند که تفاهم و توافق اجتماعی در هر سطح باید از راه گفت‌وگو و تصمیم‌گیری دموکراتیک به دست آیند  نه از راه اعمال قدرت، یکسان‌سازی اجباری، و تحمیل نظر بخشی که به شکل نادموکراتیک از اعماق غیرقانونی زور برخوردار است.

۴-۳. مبانی ارزش‌شناختی
از نظر ارزش‌شناختی، وفاق ملی بر اصولی چون حق تعیین سرنوشت، قاعدۀ زرین اخلاق، عدالت، آزادی، برابری، نکوداشت کرامت انسانی در چارچوب توجه به همۀ انسان‌ها چونان غایت فی‌نفسه و نه ابزار، و رواداری در چارچوب دموکراسی و قانون‌گرایی فراگیر استوار است. بدون رعایت این اصول، هرگونه وفاقی سطحی و شکننده خواهد بود و در برابر بحران‌های اجتماعی و سیاسی فرو می‌ریزد.

۴.  سازمایه‌های اصلی فلسفۀ وفاق ملی
نظر به نبود مجال درخور، تنها به سازمایه‌هائی از فلسفۀ وفاق ملی اشاره می‌شود:
حکمرانی قانون‌گرایانۀ استوار بر قانون اساسی دموکراتیک و استوار بر حقوق اساسی همۀ شهروندان با نظام سیاسی مشارکتی، رهبری سیاسی شایسته،  شفافیت در همۀ زمینه‌های مرتبط با منافع ملی، جلوگیری از تبعیض و فساد در ساختارهای حکومتی، مشارکت عمومی و مردمی همۀ شهروندان در تصمیم‌گیری‌های کلان، رواداری و پذیرش تکثر و احترام به اختلاف اندیشه‌ها و تفاوت‌های فرهنگی و دینی و سیاسی، وجود رسانه‌های مستقل و مسئول، نیرومندسازی همبستگی اجتماعی، گفت‌وگوی سازنده، حفظ هویت‌های متنوع، اعتمادسازی راستین میان مردم و نهادهای حکومتی از راه‌های استوار بر رعایت آزادی و برابری حقوقی و عدالت اجتماعی و اقتصادی و قانون‌گرایی و بی‌تبعیضی، ایجاد نظام آموزشی کارآمد و فرهنگ‌سازی، ترویج ارزش‌های دموکراتیک و فرهنگ گفت‌وگو، جامعۀ مدنی پویا، تقویت حافظۀ تاریخی مشترک و تأکید بر سرنوشت مشترک.

۵.  بازشناسی عوامل شکست وفاق ملی
در بازشناسی عوامل دخیل در شکست وفاق ملی می‌توان به‌کوتاهی عوامل ایجابی یا سلبی زیر را برشمرد:
هر آنچه ناقض موردی از موارد بیان شده در بالا است مانند وجود تبعیض و نابرابری و بی‌عدالتی، نقض آزادی‌های اساسی، افراط‌گرایی و تعصب و انحصارطلبی سیاسی و ایدئولوؤیک، هر گونه فساد اخلاقی و سیاسی و مالی به‌ویژه نزد کارگزاران ردۀ بالا، نبود گفت‌وگو و تعامل سازنده، و وجود رسانه‌های مغرض و تفرقه‌افکنی که در خدمت گروه بزرگ یا کوچکی است که به ‌گونه‌ای نادموکراتیک از قدرت و هر گونه امکانات به سود خود و همفکران خود و به زیان رقیبان بهر‌ه‌گیری می‌کند.

۶.  تاریخچۀ فلسفۀ وفاق ملی
می‌توان سازمایه‌ها‌ئی از فلسفۀ وفاق را در فلسفۀ سیاسی شماری از فیلسوفان سیاسی بزرگ - از یونان باستان و سده‌های میانه تا جهان مدرن - ردیابی و ارزیابی کرد، و به بررسی نقاط قوت و آسیب‌شناسی‌های شکست آن‌ها پرداخت: از ارسطو، فارابی، ابن خلدون، هابز، جان لاک، ژان ژاک روسو، هگل تا اوگوست کنت و جان دیوئی و آنتونیو گرامشی و یورگن هابرماس.

#وفاق_ملی
#موسی_اکرمی

https://www.tgoop.com/marzockacademy

BY آکادمی فلسفه و هنر مارزوک




Share with your friend now:
tgoop.com/marzockacademy/19852

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Content is editable within two days of publishing The administrator of a telegram group, "Suck Channel," was sentenced to six years and six months in prison for seven counts of incitement yesterday. Done! Now you’re the proud owner of a Telegram channel. The next step is to set up and customize your channel. Clear Hui said the messages, which included urging the disruption of airport operations, were attempts to incite followers to make use of poisonous, corrosive or flammable substances to vandalize police vehicles, and also called on others to make weapons to harm police.
from us


Telegram آکادمی فلسفه و هنر مارزوک
FROM American