tgoop.com/myhoneylove/51481
Last Update:
❤️💙💚💜💛🧡
❤️💙💚💜💛
❤️💙💚💜
❤️💙💚
❤️💙
❤️
#جواهری_درآتش
#پارت_هشتادوپنج
قابلمه آش مامان کنار هیزم ها میجوشید و گفت : آش بلغور گذاشتم ...تو این سرما سر سالم به در ببریم خوبه ...
برو سینی صبحانه رو اماده کن ...
نگاهی به تخم مرغ ها کردم و گفتم: براش نیمرو درست میکنم ...محبوب میگفت خیلی دوست داره...
دستهام میلرزید و استرس داشتم وقتی میخواستم برای مالک خان صبحونه اماده کنم...
ده بار با استرس نمکشو چشیدم ...
نیمروش باید شل میبود و یکم تند ...
مامان سینی رو جلو اورد و گفت : جواهر ؟!
نگاهش کردم و گفتم : جانم ؟
_ نگاهت که میکنم باورم نمیشه اینجا نشستی ...
اسم اینو باید معجزه گذاشت ...
تو معجزه ای و خدا دوباره به من بخشیدت ...
دستمو رو دستهاش گزاشتم ...
اون مرد خونهمون بود، پشت دستشو میبوسیدم که صدای سلام مالک خان منو از جا بلند کرد ...
صورتشو با اب یخ بسته و سردِ تو حیاط شسته بود ...
پوستش قرمز شده بود ...
مامان پشت دستش زد و گفت : خاک تو سرم مریض میشی مالک خان ...
جلو رفتم چادر نماز مامان همیشه اونجا به میخ بود ...
چادر رو برداشتم و صورتشو خشک کردم و گفتم: اگه مریض بشید من تحمل ندارم ...
دستشو رو دستم گذاشت ...
دستش یخ بود ...
دلم طاقت نداشت وقتی یخ زده بود اونجا بمونه انگار منم سرما رو حس میکردم...
جلو بردمش و کنار تنور زیر انداز پهن کردم ...
BY 💖عاشقتم عشقم & 💘
Share with your friend now:
tgoop.com/myhoneylove/51481