tgoop.com/myhoneylove/51483
Last Update:
❤️💙💚💜💛🧡
❤️💙💚💜💛
❤️💙💚💜
❤️💙💚
❤️💙
❤️
#جواهری_درآتش
#پارت_هشتادوهفت
دستشو بالا اورد کنار صورتم گذاشت...
دلم تشنه اش بود ...
با لبخند گفت : خیلی صبحونه عالی بود ...
ممنونم که برای من زحمت میکشی ...
سری تکون دادم و گفتم : من ممنونتم ...
یکم اونجا صحبت کردیم ...
هوا هنوزم گرفته بود و مالک پالتوشو تنش کرد و گفت : باید برم...
دلواپس بودم و گفتم : نرو حداقل تو این هوا جایی نرو ...
_ باید برم ...برف که قطع شده ...اونجا عمارت منه شاید به بودنم نیاز باشه ...امشب میام دنبالت میخوام بریم بیرون ...با کالسکه میام ...
به مامان اشاره کردم و گفتم : من تا اون سر دنیا باهات میام ولی مادرم دلنگرون میشه ...
به مامان اشاره کرد و گفت: بهش بگو که دست من امانتی ...
یه قدم جلوتر اومد ...
حس میکرد که چقدر وجودم پر بود ازش ....
لبخند قشنگی زد و گفت : میبینمت ...
دیگه حتی کلمه ای نگفت و بیرون رفت ...
برف قطع شده بود ولی سرمای وحشتناکی داشت ...
دلم میخواست برگرده و من از وجودش سیراب بشم ....
داشت میرفت عمارت و اگه میفهمید من نیستم چه جوابی داشتم که بهش بدم ...
دلم شور افتاد ولی محبوب حواسش بود ...
دم دمای ظهر بود که احمد اومد دنبالم ...
BY 💖عاشقتم عشقم & 💘
Share with your friend now:
tgoop.com/myhoneylove/51483