tgoop.com/naqd3/405
Last Update:
🔶خطای روش شناختیِ نادیانِ آشتی(در قبال فرقه ی مکتب سعدیه):
تعامل در هر ارتباط اجتماعی به عنوان یک پایهی اصلی و پیشنیاز مطرح است. گِره های هر گروه و جریان اجتماعی در مسائل مختلف؛ وقتی شانسی برای گشایش خواهد داشت که به اندازه گفتن، مجرایی برای شنیدن داشته باشد. شنیدن هنر ارزشمندی است که انتظار میرود فردی که اینقدر در مظان نقد از سوی دیگران است این هنر را دارا باشد اما در عمل متاسفانه رویه ای برخلاف این انتظار از آقای سعدی قریشی سراغ داریم یعنی از یک طرف معتقد است که سخنان و ایده ها و تفاسیرش چیزی در حد وحی است! لذا اساسا هیچ فضایی را برای نقد خود و رویکردهایش، در نظر نمیگیرد و پیشنهادات و انتقادات موجود در سایر شاخه ها و جریان های مکتب قرآن را سیاهنمایی،غرضورزی و سعایت و حسادت به رشد اقتصادی اش تفسیر میکند. ایشان در سپهر فعالیتهایش، نظر و نسخهی پیشنهادی خود را تنها نسخهی نجاتبخش و بیرقیب برای حل مشکلات مکتب قران میداند و بر این باور است که:"هیچکس به اندازهی ایشان از کاک احمد حالی نشده است!" جمله ای که بارها و بارها همچون پُتک بر سر منتقدین فرقه ی ساخت یافته اش کوبیده.جمله ی قصاری که کاکه کمال احمدی نیز در مصاحبه ی اخیر خود با کاک مُعد(جریان ندای آشتی) با نقادی هرچه تمام به آن اشاره نمود... سعدی قریشی می پندارد که آنان(منتقدین اش ) در مورد مفاهیم دینی و گفتمان کاک احمد، غور نکرده اند و از زیر و بالای آن خبر ندارند. این کنش ایشان به تدریج به کیش شخصیت تبدیل شده و اینجاست که معمولا سروکلهی تعدادی نوچه هم پیدا میشود که به دلایل مختلف زیر عَلَم اینچنین فردی با چنین کنش ها و عقایدی؛ سینه میزنند و برای فرایند کیش شخصیت نقش کانالیزور ایفا میکنند. مسالهای که نهایتا باعث میشود چنین افرادی در زمینههای مورد نظر احساس کمال مطلق بودن کنند به طوری که در جوّی متوهمانه؛ می پندارند شان آنان و رئیس شان اجلِّ از مشورت و تعامل است. با چنین وصفی جسم بی جانِ "ندای آشتیِ" کاک مُعِد در مکتب را با کدام معجزه و خِرَقِ عادت می توان سرِ پا نمود؛ لذا در روش شناسیِ ندای آشتی باید تجدید نظر نمود و همه ی نیروها و پتانسیل ها را باید جمع کرده وضرورتاً باید یک موضع صریح اتخاذ نمود؛ کاک احمد یک اندیشه دارد و این اندیشه را باید از حصار و چنگال تمامیت خواهی یک فرد بیرون آورده و از انتساب عناوینی همچون "منتقدین و منشعبین" به خود باید پرهیز نمود(منتقد به چه کسی؟ و منشعب از چه کسی؟).در این شرایط مصلحتاً(ولو خارج از دایره ی اخلاق باشد) باید یک جریانِ اصیلِ جدید برای گفتمان کاک احمد ایجاد نمود. زمانی که اینچنین کنش و رفتارِ آفندی از ما(به عنوان منتقدین و نادیانِ آشتی) سر زد و توازن قوا برقرار گردید؛ آنگاه است که اتوماتیک وار، سعدی قریشی و اعوان اش مجبور به تعامل و گفتگو می گردند ولی تا زمانی که این تعادل و توازن ایجاد نگردیده تمامیت خواهی سعدی قریشی به همین منوال خواهد بود چرا که منطقاً چه لزومی دارد که ایشان با شرایط ایده آلِ مادی و عِدّه و عُدّه ای؛ از مواضع خود عدول کند. پس باز تکرار می نماییم که جریانِ ندای آشتی و هرکسی که با نیت خیر و یا هر دلیل دیگری جزو کنشگرانِ آشتی و دعوت سعدی قریشی به آشتی و یِکَتی و اتحاد می باشند با این روش متداول؛ در واقع دچار خطای روش شناختی هستند. اسفند ماه ۱۴۰۰
#انحرافات_سعدی_قریشی
#فرقه_مکتب_سعدیه
⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️
کانال خالو ریبوار
@naqd3
ارتباط با ادمین
@khalorebvaradmin
BY خالو ریبوار( فرقه ی مکتب سعدیه)
Share with your friend now:
tgoop.com/naqd3/405