VIR486 Telegram 2035
داستان قدیمی خیام و نکوهندگان او
#استادسیدعلی‌میرافضلی


جریان خیام‌ستیزی، عمری به درازای رباعیات خیام دارد؛ و از سدۀ ششم هجری تا امروز، هرگز از تب و تب نیفتاده است. اگر سنایی غزنوی را نخستین کسی بدانیم که با رباعیات خود به مصاف خیام رفته، باید گفت این مسیر را شاعری از هم‌درسان و آشنایان او گشوده است. در فهرست مخالفان خیام، در میان کسانی که با رباعی به جوابگویی او پرداخته‌اند، نام‌هایی چون عطار نیشابوری، اوحد کرمانی، قاضی نظام‌الدین اصفهانی، امامی هروی، و شاه نعمت الله ولی نام‌آورترند. این جدا از کسانی است که به زبانی غیر از شعر، به نکوهش خیام برخاسته‌اند؛ کسانی همچون: ابن قفطی، فخر رازی، نجم رازی، و شمس تبریزی.
در دورۀ تیموری، شاعری به نام عبدالله یاری مذهب که پیشۀ اصلی او تذهیب‌گری بود، رباعیاتی در پاسخ خیام پرداخت. از جملۀ آن‌ها، این رباعی است:
خیام
طبعم به نماز و روزه چون مایل شد
گفتم که مراد کلی‌ام حاصل شد
افسوس که این وضو به بادی بشکست
وین روزه به نیم جرعه می باطل شد

یاری
خیام! تو را که جام می حاصل شد
طبعت به نماز و روزه کی مایل شد
هرگز چو وضو نساختی کی بشکست؟
چون روزه نداشتی کجا باطل شد؟


در دهۀ چهل شمسی، صدیقی نخجوانی در کتابی با عنوان «خیام پنداری و پاسخ افکار قلندرانۀ او» از خجالت خیام شاعر که او را جدا از خیام حکیم می‌دانست، در آمد (قم، ۱۳۴۷). فصل اول کتاب، در پاسخ افکار خیام است و فصل دوم، پاسخ رباعیات او به رباعیاتی مؤمنانه. نمونه‌ای از رباعیات صدیقی را می‌خوانیم:
خیام
از هرچه به‌جز می است کوتاهی به
می هم ز کف بتان خرگاهی به
مستی و قلندری و گمراهی به
یک کاسۀ می ز ماه تا ماهی به!

پاسخ
از کوزه و جام و باده کوتاهی به
دینداری و هشیاری و آگاهی به
گمراهی «خیام عمر» بین که سرود
مستی و قلندری و گمراهی به!


مؤلف کتاب «رباعیات من و خیام» نیز داعیه پاسخگویی به رباعیات خیام دارد. اما بر خلاف اسلاف خود که از اندک ذوقی برخوردار بودند و حداقل وزن و قافیه را می‌شناختند، در کار سرودن شعر، فردی پیاده و مبتدی است. کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و پنجاه و یک رباعی عارفانه است که در مقابل رباعیات خیامانه قرار گرفته است. از یادداشت آغاز کتاب بر می‌آید که گویندۀ این رباعیات، دغدغۀ دین و ایمان جوانان را دارد و می‌خواهد با کمی تغییر در رباعیات خیام، آن‌ها را با ذائقه و اخلاق نسل جدید! تنظیم کند و جلا و جوششی در دل امت مسلمان و یزدان پرست، پدید آورد. سه نمونه از رباعیات حاج آقای شبیری را نقل می‌کنیم:
رباعی خیامانه
وقت سحر است، خیز ای مایۀ ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کان‌ها که به پایند، نپایند دراز
و آن‌ها که شدند کس نمی‌آید باز

رباعی عارفانه
وقت سحر است، خیز ای مایۀ ناز
رو دست بشوی و مسح کن و رو به نماز
کان‌ها که به پایند، نپایند دراز
و آن‌ها که شدند کس نمی‌آید باز

..
رباعی خیامانه
ای دوست! بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سربسریم

رباعی عارفانه
ای دوست! بدان در گیر و دار محشریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا درگذریم
توشه باری ز ثواب با خود ببریم!

..
رباعی خیامانه
صبح است دمی بر می گلرنگ زنیم
وین شیشۀ نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از امل دراز خود باز کشیم
در زلف نگار و دامن چنگ زنیم

رباعی عارفانه
صبح است دمی الله را فریاد زنیم
از دل شکسته ‌آهنگ آزاد زنیم
دست از امل دراز خود باز کشیم
حرف از مسجد و محراب و سجاده زنیم


شاید عده‌ای بپندارند که چنین کتاب‌هایی را نباید جدی گرفت و وقت صرف آن کرد. متاُسفانه، این فقط یک کتاب نیست. یک رویکرد است از جانب کسانی که با کمترین شناخت از جامعه و فرهنگ و رسانه، قصد مقابله با یک اندیشه و زورچپان کردن اندیشه‌ای دیگر را دارند و حاصل کارشان که در عرصۀ فرهنگی نمونه‌ا‌ش کم هم نیست، حتی به کار ادخال سرور در قلوب مؤمنین هم نمی‌آید. چه برسد به آنکه بخواهد کمترین اثری در دل جوانان و جذب و جلب آنان داشته باشد. تبدیل زلف نگار در رباعی منسوب به خیام، به سجاده در رباعی حاج آقا شبیری، مثل کار کسانی است که می‌خواهند از طریق گشت ارشاد، حجاب مردم را درست کنند... ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌

کانال ادبی ویر

@vir486



tgoop.com/vir486/2035
Create:
Last Update:

داستان قدیمی خیام و نکوهندگان او
#استادسیدعلی‌میرافضلی


جریان خیام‌ستیزی، عمری به درازای رباعیات خیام دارد؛ و از سدۀ ششم هجری تا امروز، هرگز از تب و تب نیفتاده است. اگر سنایی غزنوی را نخستین کسی بدانیم که با رباعیات خود به مصاف خیام رفته، باید گفت این مسیر را شاعری از هم‌درسان و آشنایان او گشوده است. در فهرست مخالفان خیام، در میان کسانی که با رباعی به جوابگویی او پرداخته‌اند، نام‌هایی چون عطار نیشابوری، اوحد کرمانی، قاضی نظام‌الدین اصفهانی، امامی هروی، و شاه نعمت الله ولی نام‌آورترند. این جدا از کسانی است که به زبانی غیر از شعر، به نکوهش خیام برخاسته‌اند؛ کسانی همچون: ابن قفطی، فخر رازی، نجم رازی، و شمس تبریزی.
در دورۀ تیموری، شاعری به نام عبدالله یاری مذهب که پیشۀ اصلی او تذهیب‌گری بود، رباعیاتی در پاسخ خیام پرداخت. از جملۀ آن‌ها، این رباعی است:
خیام
طبعم به نماز و روزه چون مایل شد
گفتم که مراد کلی‌ام حاصل شد
افسوس که این وضو به بادی بشکست
وین روزه به نیم جرعه می باطل شد

یاری
خیام! تو را که جام می حاصل شد
طبعت به نماز و روزه کی مایل شد
هرگز چو وضو نساختی کی بشکست؟
چون روزه نداشتی کجا باطل شد؟


در دهۀ چهل شمسی، صدیقی نخجوانی در کتابی با عنوان «خیام پنداری و پاسخ افکار قلندرانۀ او» از خجالت خیام شاعر که او را جدا از خیام حکیم می‌دانست، در آمد (قم، ۱۳۴۷). فصل اول کتاب، در پاسخ افکار خیام است و فصل دوم، پاسخ رباعیات او به رباعیاتی مؤمنانه. نمونه‌ای از رباعیات صدیقی را می‌خوانیم:
خیام
از هرچه به‌جز می است کوتاهی به
می هم ز کف بتان خرگاهی به
مستی و قلندری و گمراهی به
یک کاسۀ می ز ماه تا ماهی به!

پاسخ
از کوزه و جام و باده کوتاهی به
دینداری و هشیاری و آگاهی به
گمراهی «خیام عمر» بین که سرود
مستی و قلندری و گمراهی به!


مؤلف کتاب «رباعیات من و خیام» نیز داعیه پاسخگویی به رباعیات خیام دارد. اما بر خلاف اسلاف خود که از اندک ذوقی برخوردار بودند و حداقل وزن و قافیه را می‌شناختند، در کار سرودن شعر، فردی پیاده و مبتدی است. کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و پنجاه و یک رباعی عارفانه است که در مقابل رباعیات خیامانه قرار گرفته است. از یادداشت آغاز کتاب بر می‌آید که گویندۀ این رباعیات، دغدغۀ دین و ایمان جوانان را دارد و می‌خواهد با کمی تغییر در رباعیات خیام، آن‌ها را با ذائقه و اخلاق نسل جدید! تنظیم کند و جلا و جوششی در دل امت مسلمان و یزدان پرست، پدید آورد. سه نمونه از رباعیات حاج آقای شبیری را نقل می‌کنیم:
رباعی خیامانه
وقت سحر است، خیز ای مایۀ ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کان‌ها که به پایند، نپایند دراز
و آن‌ها که شدند کس نمی‌آید باز

رباعی عارفانه
وقت سحر است، خیز ای مایۀ ناز
رو دست بشوی و مسح کن و رو به نماز
کان‌ها که به پایند، نپایند دراز
و آن‌ها که شدند کس نمی‌آید باز

..
رباعی خیامانه
ای دوست! بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سربسریم

رباعی عارفانه
ای دوست! بدان در گیر و دار محشریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا درگذریم
توشه باری ز ثواب با خود ببریم!

..
رباعی خیامانه
صبح است دمی بر می گلرنگ زنیم
وین شیشۀ نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از امل دراز خود باز کشیم
در زلف نگار و دامن چنگ زنیم

رباعی عارفانه
صبح است دمی الله را فریاد زنیم
از دل شکسته ‌آهنگ آزاد زنیم
دست از امل دراز خود باز کشیم
حرف از مسجد و محراب و سجاده زنیم


شاید عده‌ای بپندارند که چنین کتاب‌هایی را نباید جدی گرفت و وقت صرف آن کرد. متاُسفانه، این فقط یک کتاب نیست. یک رویکرد است از جانب کسانی که با کمترین شناخت از جامعه و فرهنگ و رسانه، قصد مقابله با یک اندیشه و زورچپان کردن اندیشه‌ای دیگر را دارند و حاصل کارشان که در عرصۀ فرهنگی نمونه‌ا‌ش کم هم نیست، حتی به کار ادخال سرور در قلوب مؤمنین هم نمی‌آید. چه برسد به آنکه بخواهد کمترین اثری در دل جوانان و جذب و جلب آنان داشته باشد. تبدیل زلف نگار در رباعی منسوب به خیام، به سجاده در رباعی حاج آقا شبیری، مثل کار کسانی است که می‌خواهند از طریق گشت ارشاد، حجاب مردم را درست کنند... ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌

کانال ادبی ویر

@vir486

BY ویر (از رودکی تا نیما)


Share with your friend now:
tgoop.com/vir486/2035

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Polls While some crypto traders move toward screaming as a coping mechanism, many mental health experts have argued that “scream therapy” is pseudoscience. Scientific research or no, it obviously feels good. fire bomb molotov November 18 Dylan Hollingsworth yau ma tei How to create a business channel on Telegram? (Tutorial) Members can post their voice notes of themselves screaming. Interestingly, the group doesn’t allow to post anything else which might lead to an instant ban. As of now, there are more than 330 members in the group.
from us


Telegram ویر (از رودکی تا نیما)
FROM American